محتوای آموزشی
زیستشناسی ۲ • پایه یازدهم • فصل ۱
تنظیم عصبی در ۵ دقیقه
خلاصهٔ بسیار فشرده با پوشش حدود ۹۰٪ نکات اصلی و امتحانی فصل؛ بدون مطالب «بیشتر بدانید» و «واژهشناسی».
۲ گفتار۶ ایستگاه مرورزمان هدف: ۵ دقیقهتمرکز: علت، مقایسه، ترتیب فرایند
۱) بافت عصبی و انواع نورون
۴۵ ثانیه
- بافت عصبی = یاختهٔ عصبی + یاختهٔ پشتیبان.
- سه کار نورون: تولید، هدایت و انتقال پیام عصبی.
- دارینه: دریافت پیام و هدایت به جسم یاختهای؛ آسه: هدایت پیام از جسم یاختهای تا پایانهها.
- جسم یاختهای محل هسته است و میتواند پیام دریافت کند؛ آسه و دارینهٔ بلند را رشتهٔ عصبی مینامند.
- یاختههای پشتیبان از نورونها بیشترند و در داربست، دفاع، حفظ همایستایی و ساخت غلاف میلین نقش دارند.
- شکافهای غلاف میلین = گرههای رانویه.
حسی
پیام را به مغز و نخاع میآورد.
حرکتی
پیام را از مغز و نخاع به اندام میبرد.
رابط
در مغز و نخاع، ارتباط نورونها را برقرار میکند.
نکته
هر سه نوع میتوانند میلیندار یا بدون میلین باشند.
۲) پتانسیل آرامش و عمل
۶۰ ثانیه
- در آرامش، اختلاف پتانسیل غشا حدود ۷۰- میلیولت است؛ سدیم بیرون و پتاسیم درون بیشتر است.
- کانال نشتی: انتشار تسهیلشده و بدون ATP؛ خروج K⁺ از ورود Na⁺ بیشتر است.
- پمپ سدیم ـ پتاسیم: با ATP، هر بار ۳ Na⁺ خارج و ۲ K⁺ داخل میبرد.
تحریک←بازشدن کانال سدیمی←ورود Na⁺ و مثبتشدن درون←بستهشدن سدیمی←بازشدن پتاسیمی←خروج K⁺ و بازگشت پتانسیل
- پتانسیل عمل نقطهبهنقطه در طول یاخته پیش میرود.
- پمپ، بیشتر توزیع و غلظت طبیعی یونها را بازسازی میکند؛ بازگشت سریع ولتاژ عمدتاً نتیجهٔ باز و بستهشدن کانالهای دریچهدار است.
- میلین عایق است؛ پتانسیل عمل فقط در گرهها ایجاد میشود و هدایت جهشی، سرعت را بالا میبرد.
- در اماس، تخریب یاختههای سازندهٔ میلین در دستگاه عصبی مرکزی، هدایت پیام و در نتیجه بینایی و حرکت را مختل میکند.
۳) انتقال پیام در همایه
۴۰ ثانیه
رسیدن پتانسیل عمل←برونرانی ناقل←اتصال به گیرنده←تغییر نفوذپذیری غشا
- نورونها در محل همایه به هم نچسبیدهاند و بین آنها فضای همایهای است.
- ناقل عصبی در ریزکیسهها ذخیره و با برونرانی از یاختهٔ پیشهمایهای آزاد میشود.
- گیرندهٔ پسهمایهای یک پروتئین کانالی است؛ ناقل میتواند اثر تحریکی یا بازدارنده داشته باشد.
- یاختهٔ پسهمایهای ممکن است عصبی، ماهیچهای یا غدهای باشد.
- حذف ناقل: جذب دوباره به یاختهٔ پیشهمایهای یا تجزیه با آنزیم.
۴) دستگاه عصبی مرکزی و مغز
۹۰ ثانیه
- مرکزی = مغز و نخاع. مادهٔ خاکستری: جسم یاختهای + رشتههای بدون میلین؛ مادهٔ سفید: رشتههای میلیندار.
- حفاظت: جمجمه و ستون مهره + سه پردهٔ مننژ + مایع مغزیـنخاعیِ ضربهگیر.
- مویرگهای مغز و نخاع منفذ ندارند و یاختههای پوششی آنها به هم چسبیدهاند؛ حاصل، سد خونیـمغزی و خونیـنخاعی است.
| بخش | کار کلیدی |
|---|---|
| قشر مخ | پردازش نهایی، یادگیری، تفکر و عملکرد هوشمندانه؛ بخشهای حسی، حرکتی و ارتباطی |
| لوب پسسری | پردازش بینایی |
| مغز میانی | نقش در شنوایی، بینایی و حرکت |
| پل مغزی | تنظیم تنفس، ترشح بزاق و اشک |
| بصلالنخاع | فشار خون، ضربان قلب، عطسه، بلع، سرفه و مرکز اصلی تنفس |
| مخچه | وضعیت بدن، تعادل و هماهنگی حرکات؛ نه ایجاد قدرت ماهیچهای |
| تالاموس | پردازش اولیه و تقویت اغلب اطلاعات حسی پیش از ارسال به قشر |
| هیپوتالاموس | دما، تشنگی، گرسنگی، خواب، ضربان قلب و فشار خون |
| سامانهٔ کناری | حافظه و احساساتی مانند ترس، خشم و لذت |
| اسبک مغز | تشکیل حافظه و تبدیل حافظهٔ کوتاهمدت به بلندمدت |
۵) نخاع، اعصاب و انعکاس
۵۵ ثانیه
- نخاع از بصلالنخاع تا دومین مهرهٔ کمر امتداد دارد؛ مسیر پیامهای حسی و حرکتی و مرکز برخی انعکاسهاست.
- ریشهٔ پشتی حسی است و پیام را وارد نخاع میکند؛ ریشهٔ شکمی حرکتی است و پیام را خارج میکند.
- دستگاه محیطی: ۱۲ جفت عصب مغزی و ۳۱ جفت عصب نخاعی؛ هر عصب مجموعهای از رشتهها در بافت پیوندی است.
- بخش حرکتی محیطی = پیکری + خودمختار.
- پیکری پیام را به ماهیچههای اسکلتی میرساند و هم فعالیت ارادی و هم انعکاسی دارد.
- خودمختار فعالیت ماهیچهٔ صاف، قلب و غدهها را تنظیم میکند؛ بخشهای همحس و پادهمحس معمولاً اثرهای مخالف دارند.
گیرندهٔ پوست←نورون حسی←ریشهٔ پشتی←نورون رابط در مادهٔ خاکستری←نورون حرکتی←ریشهٔ شکمی←انقباض دوسر + استراحت سهسر
۶) اعتیاد و دستگاه عصبی جانوران
۳۰ ثانیه
- مواد اعتیادآور با اثر بر سامانهٔ کناری، آزادشدن دوپامین و احساس لذت را افزایش میدهند؛ با ادامهٔ مصرف، دوپامین کمتر و نیاز به ماده بیشتر میشود.
- اثر بر قشر مخ، قضاوت، تصمیمگیری و خودکنترلی را کاهش میدهد؛ اثر در نوجوانان شدیدتر است.
- الکل فعالیت مغز را کند و زمان واکنش را افزایش میدهد.
| جانور | الگوی عصبی |
|---|---|
| هیدر | شبکهٔ عصبی بدون مرکز؛ تحریک از یک نقطه در سراسر شبکه منتشر میشود. |
| پلاناریا | گرههای جلویی + طنابهای طولی و رشتههای عرضی، شبیه نردبان. |
| حشرات | مغز از گرههای جوشخورده + طناب عصبی شکمی با گره در هر بند. |
| مهرهداران | طناب عصبی پشتی؛ بخش جلویی برجسته و سازندهٔ مغز؛ دارای دستگاه مرکزی و محیطی. |
دامهای پرتکرار امتحانی
۱. در گره رانویه تعداد زیادی کانال دریچهدار وجود دارد؛ نه اینکه هدایت جهشی بهعلت افزایش پمپها باشد.
۲. مادهٔ سفید = رشتههای میلیندار؛ مادهٔ خاکستری = جسم یاختهای و رشتههای بدون میلین.
۳. پمپ سدیمـپتاسیم غلظت یونها را بازسازی میکند؛ بازگشت ولتاژ با خروج K⁺ رخ میدهد.
۴. ریشهٔ پشتی «ورودی حسی» و ریشهٔ شکمی «خروجی حرکتی» است.
۵. مخچه تعادل و هماهنگی را تنظیم میکند؛ مرکز اصلی تنفس بصلالنخاع است.
۶. گیرندهٔ ناقل عصبی در غشای پسهمایهای، هم گیرنده و هم کانال است.
۳۰ ثانیهٔ آخر: این ۸ خط را حفظ باش
دارینه ← جسم یاختهای ← آسه ← پایانهٔ آسه
آرامش: Na⁺ بیرون، K⁺ درون، حدود ۷۰- میلیولت
پمپ: ۳ سدیم بیرون، ۲ پتاسیم داخل، مصرف ATP
عمل: سدیم وارد؛ سپس پتاسیم خارج
میلین + گره رانویه = هدایت جهشی و سریعتر
همایه: برونرانی ناقل ← گیرنده ← تغییر نفوذپذیری
پشتی حسی وارد؛ شکمی حرکتی خارج
مخچه تعادل؛ بصلالنخاع تنفس؛ اسبک مغز حافظه
خودآزمایی ۶۰ ثانیهای
چون خروج پتاسیم از کانالهای نشتی از ورود سدیم بیشتر است و پمپ نیز سه سدیم را در برابر دو پتاسیم جابهجا میکند.
ابتدا کانال دریچهدار سدیمی باز میشود؛ سپس بسته و کانال دریچهدار پتاسیمی باز میشود.
جذب دوباره به یاختهٔ پیشهمایهای و تجزیه بهوسیلهٔ آنزیمها.
سفید: اجتماع رشتههای میلیندار؛ خاکستری: اجتماع جسم یاختهای و رشتههای بدون میلین.
ریشهٔ پشتی حسی و ورودی است؛ ریشهٔ شکمی حرکتی و خروجی است.
مخچه پیامهای اندامهای حسی، مغز و نخاع را بررسی و حرکات و وضعیت بدن را هماهنگ میکند.
برای ثبت میزان مطالعه، ابتدا وارد حساب کاربری شوید.